۱۳۸۷ خرداد ۲, پنجشنبه

سخن.................

((بنگرازهرچه آفرید خدای))((تا ازاو جز سخن چه ماند به جای))
((یادگاری کز آدمیزاد است))((سخن است آن دگرهمه باد است))
((باز دانی که در وجودآن چیست))((کابدالدهر می تواند زیست))
((هر که خود را چنانکه بود شناخت))((تا ابد سر به زندگی افراخت))
((فانی آن شد کهنقش خویش نخواند))((هر که این نقش خواند باقی ماند))
((چو تو خود راشناختی به درست))((نگذری گر چه بگذری ز نخست))
((وانکسان کز وجود بی خبرند))((زین درآیند وزان دگر گذرند))

هیچ نظری موجود نیست: